از آز قند تا فيلم جنيني...
سلام دختر قشنگم خوبی مامانی؟
عزیزم یکشنبه رفتم ازمایش قندم رو دادم. چهار تا سرنگ ازم خون گرفتن با كم خوني كه داشتم فكر كنم اينها رو كه گرفتن ديگه چيزي واسم نمونده باشه. ولي همش فداي يه تار موت گلم. امروز جوابش آماده میشه. ولی هنوز نتونستم وقت دکتر غدد بگیرم. امیدوارم ازمایشم مشکلی نداشته نباشه.
راستی فیلم جنینیت رو دیشب گرفتم. با بابایی نشستیم نگاه کردیم الهی قربونت برم اینقدر خودت رو مچاله كردي که ادم سردرگم میشه. با راهنماییهای من، بابا ابراهیم هم تونست قلبت،پاهات،سرت و شکمت رو ببینه. دلم میسوزه که تو این فیلم صورتت درست دیده نمیشه به زور از بین پاهات میشه جای یکی از چشمهات رو دید.
بابایی کلی ذوق کرده بود اما خجالت میکشید به روی خودش بیاره. اینقدر با قلبت حال کرده بود که نگو.
فیلمش خیلی کوتاهه ولی میشه یه چیزهایی ازش فهمید.خوشحالم که با وجود نامفهوم بودن بازم فیلم رو گرفتم.
عزيزم ديروز تو وارد هفته ي 30 ام زندگي جنيني ات شدي الهي قربونت برم كه روز به روز داري بزرگ و بزرگتر ميشي و لحظه ي ديدارمون نزديك و نزديكتر ميشه.
قربونت برم الان اندازه ات كمي بيشتر از 39.3 سانتي متر شده و وزنت حدود 1350 گرم است. مايع آمنيوتيك اطرافت حدود 700 گرمه اما با گذشت زمان تو رشد ميكني و حجم بيشتري از رحم رو به خودت اختصاص ميدي و در نتيجه حجم مايع آمنيوتيك اطرافت كاهش پيدا ميكنه. چشماي خوشكلت باز و بسته مي شوند، تو الان قادري بين تاريكي و روشنايي تمايز قائل بشي و حتي مي توني حركت يك منبع نور را به سمت عقب و جلو دنبال كني.
خوب مامان جون من برم كه كلي كار دارم.امروز بابا ابراهيم سركاره من هم خونه موندم تا بتونم يه كم دور و برم رو جمع و جور كنم تا الان كه هيچ كار نكردم الان هم كه نزديك اذانه تا ببينم ميتونم بالاخره به كارهام برسم يا نه.
فعلا خداحافظ نازنينم. بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس








از آز قند تا فيلم جنيني...
